درسنامه آموزشی اصول عقاید (2) کلاس یازدهم معارف
درس 9: وعده بزرگ الهی
حس کنجکاوی و ویژگی آیندهنگری و کمالجویی انسان، او را به شناخت گذشته، حال و آیندهٔ خویش ترغیب میکند، و در اعماق جانش، عطش پایانناپذیری را برای گشودن این رازهای سهگانه پدید میآورد.
او را بر میانگیزد تا از سویی به مطالعهٔ تاریخ پیشینیان دست یازد، و وقایع و حوادث نهفته در دل تاریخ را، با شیوهها و اسلوبهای ابتکاری و تجهیزات مدرن، کشف کند و زیر ذرهبین تجزیه و تحلیل برد، تا ضمن شناخت گذشته و کسب آگاهیهای سودمند، درسها و تجربههای گرانبها و ارزشمندی را از طلوع و غروب و پیشرفت تمدنها و فروپاشی جامعهها برای ساختن جامعهٔ مطلوب فراگیرد، و از دگرسو، همین عوامل به علاوهٔ بیم و امید، انسان را به تفکر عمیق و کاوش پیگیر دربارهٔ آینده وا میدارد.
- آیا آیندهٔ تاریخ، آیندهای است زیبا یا زشت؟ به هنجار و متعادل است، یا ناهنجار و کج و معوج؟ آیا آیندۀ تاریخ روشن و تماشایی است؟ یا تیره و غم بار؟
- قرآن چه تصویری از آینده بشر ارائه داده است؟
- در این تصویر منجی بشر کیست؟
- دیدگاه ادیان در این باره چیست؟
- و .... .
آینده تاریخ
با نگرشی دقیق بر تاریخ، به یک رویارویی همهجانبه میان دو جبهه و دو تشکل بزرگ و فراگیر در گذر زمان بر میخوریم که در چهرههای گوناگون، از سپیدهدم تاریخ تاکنون ادامه دارد؛ جبههٔ حق و باطل. انگیزۀ حق و باطل در درون انسانها وجود دارد و بهصورت خداپرستی یا خودپرستی، سودجویی یا عدالتخواهی و... تجلی یافته است. بر همین اساس وقتی به قرآن نگاه دقیقی میاندازیم با دو حزب روبهرو میشویم:
در جبهه و حزب نخست، پیامبران و پیشوایان نور و پیروان حقیقی آنان قرار دارند، که در راه خداپرستی، عدالت، انساندوستی، آزادگی، فضایل اخلاقی و دفاع از حقوق محرومان و مستضعفان تلاش کردهاند و صفحات تاریخ را زیبایی و شکوه بخشیدهاند. در قرآن کریم از این جبههٔ خردمند و کمالجو، به گروه رهروان راه خدا یا «حزب خدا» تعبیر شده، و برایشان شرایط، نشانهها، ویژگیها و اهداف بلندی ترسیم گشته است. در جبههٔ دوم، شیطانها و زورمداران استبدادگر و متکبری هستند که شرک و ستمگری پیشه ساخته و برای رسیدن به امیال خود، از انسانها بهرهکشی کردهاند و فساد و بیبندوباری را رواج دادهاند. این گروه در زبان وحی، «حزب شیطان» نام گرفتهاند.
رویارویی طرفداران جبههٔ حق و باطل، از سپیدهدم حیات تاکنون بهطور مداوم و در میدانهای گوناگون جریان داشته و پیروزی و شکست دست به دست گردیده است. زمانهای بسیاری حق و رهروان راه عدالت، حاکم بودهاند و مقاطعی باطل و ستم پیشگان، در تاخت و تاز.
امروز نیز در صحنهٔ جهانی، دو جبههٔ حق و باطل حضور دارند. اما به راستی، سرانجام این مبارزه چه خواهد شد؟
قرآن و آیندهٔ تاریخ
قرآن کریم در تمثیل زیبایی جریان «حق و باطل» و سرنوشت آنها را به «آب و کف روی آن» تشبیه میکند:
أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِیَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّیْلُ زَبَدًا رَابِیًا وَ مِمَّا یُوقِدُونَ عَلَیْهِ فِی النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْیَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ کَذَٰلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْبَاطِلَ ۚ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاءً وَ أَمَّا مَا یَنْفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ کَذَٰلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ (سورهٔ رعد، آیهٔ 17)
همان خدایی که آبی از آسمان به صورت باران فرود آورد، آنگاه رودخانههایی به اندازهٔ کشش خود روان شدند. و سیلاب، کفی برآمده بر روی خود برداشت، و از آنچه برای به دست آوردن زیور یا کالایی در شعلههای آتش میگدازند نیز ناخالصی و کفی بهسان آن بر میآید. خدا حق و باطل را اینگونه مثال میزند؛ اما کف روی آب به کناری پرتاب میگردد و از میان میرود، و اما آنچه به مردم سود میرساند، در زمین میماند. خدا برای راهیابی مردم مثالها را اینگونه میزند.
همچنان که کف و ناخالصی، آب را که مایهٔ حیات و نشاط زندگی است از دیدهها پنهان میکند و با حرکت آب جولان میدهد، باطل نیز بر دوش حق سوار شده و با حرکت حق، مسیر تاریخ را طی میکند؛ اما همانگونه که کفها بر روی آب ناپایدارند و آنچه پایدار میماند، آب صاف و زلال است سرانجام، باطلهای کف گونه نیز محو و نابود میگردند.
بنابراین، قرآن کریم، پاسخی نویدبخش و امیدآفرین به نتیجهٔ مبارزۀ حق و باطل داده است. آیات دیگری از قرآن، وجوه دیگری از غلبۀ حق بر باطل را به تصویر کشیدهاند:
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَیٰ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِکَ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (سورهٔ نور، آیهٔ 55)
خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، وعده داده است که حتما آنان را در این سرزمین جانشین [خود] قرار دهد؛ همانگونه که کسانی را که پیش از آنان بودند جانشین [خود] قرار داد. و آن دینی را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند، و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت کنند و چیزی را با من شریک نگردانند، و هرکس پس از آن به کفر گراید؛ آنانند که نافرمانند.
براساس این آیه میتوان گفت:
الف) از دیدگاه قرآن، در صحنهٔ مبارزۀ توحید و شرک، گرچه ممکن است طرفداران حق و عدالت بارها دچار ناکامی گردند، و اشتباهات یا بیتوجهی به پیامهای الهی آنها را مغلوب نماید، اما وعدهٔ قطعی خداست که در پایان برخورد و پیکار میان این دو، پیروزی جاودانه با حقگرایان است.
ب) قرآن رهایی بشر از سلطهٔ مکتبها و فلسفههای میان تهی را بشارت میدهد. همانگونه که به مردم صدر اسلام، فرجام خوش و آیندهٔ سعادتمندانه و پیروزی اندیشهٔ مترقی قرآن بر اندیشههای شرک و بیداد را بشارت داد و همگان شاهد بودند که با گذشت زمان، نویدهای قرآن یکی پس از دیگری جامهٔ عمل پوشید، و نه تنها مکه و مدینه و جزیرهٔالعرب، که کاخهای ستم در ایران، روم، مصر، یمن و شرق و غرب جهان آن روز نیز در معرض نفوذ پیام قرآن قرار گرفتند.
ج) قرآن نجات از ناامنیها، و رسیدن به آرامش را نوید میدهد. آرامش جانی، اقتصادی، شغلی و ... بنابراین، سرانجام، جامعهٔ انسانی به امنیت به مفهوم حقیقیاش خواهد رسید.
تدبر (صفحهٔ 95 کتاب درسی)
الف) آیات زیر را ترجمه کنید:
1- هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَیٰ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ (سورهٔ توبه، آیهٔ 33)
2- وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ (سورهٔ قصص، آیهٔ 5)
3- وَ لَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِی الصَّالِحُونَ (سورهٔ انبیاء، آیهٔ 105)
4- ... وَ یُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِمَاتِهِ وَیَقْطَعَ دَابِرَ الْکَافِرِینَ، لِیُحِقَّ الْحَقَّ وَ یُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُونَ (سورهٔ انفال، آیهٔ 8-7)
ب) با تدبر در آیات بگویید هر کدام از آنها چه آیندهای را برای زندگی انسان بیان کردهاند؟
یک: ...........................
دو: ...........................
سه: ...........................
چهار: ...........................
موعود و منجی در ادیان
پیامبران الهی، برای تحقق وعدههای الهی، از طرح خاصی برای پایان تاریخ سخن گفتهاند. آنان میگویند که در پایان تاریخ، در حالی که شرایط کاملاً آماده شده است، یک ولی الهی ظهور میکند و حکومت جهانی و عادلانهای تشکیل میدهد که فقط براساس دین خدا اداره میشود.
این عقیدهٔ اصلی پیامبران الهی است اما همانطور که قبلاً دیدیم، تعلیمات هر پیامبری پس از وی دستخوش دگرگونی شد. از جملهٔ این دگرگونیها، اعتقاد خاصی بود که پیروان هر پیامبری دربارهٔ ظهور موعود پیدا کردند. با وجود این اعتقادات مختلف، همه در اصل الهی بودن پایان تاریخ و ظهور ولی خدا برای برقراری حکومت جهانی اتفاق نظر دارند.
- یهودیان معتقدند که هنوز «مسیح» و منجی نیامده است، روزی او خواهد آمد و دینِ موسی را در جهان گسترش خواهد داد و عدالت را برقرار خواهد کرد.
- مسیحیان بر این باورند که عیسی همان منجی و موعود آخرالزمان است. آنان در اینباره عقیدهٔ یکی از مسیحیان به نام پولُس را پذیرفتهاند که گفته است منجی نهایی جهان، عیسی است. آنان معتقدند که عیسی در شبی که مأموران حاکم به مخفیگاهش حمله کردند، دستگیر شد و او را به صلیب کشیدند؛ اما سه روز پس از مرگ، زنده شد و به آسمان رفت. او دوباره ظهور میکند و انسانها را نجات میدهد.
- در آیین زرتشتی، اعتقاد به سوشیانت که به معنای منجی و رهاننده است، اعتقاد رایجی است و در تمام متون زرتشتی به ظهور این موعود بشارت داده شده است.
اعتقاد به منجی در بین پیروان پیامبران، فرصت ارزشمندی برای همکاری میان آنها و تلاش برای تحقق آرمانهای بزرگ همۀ پیامبران الهی، مانند معنویت، خداپرستی، عدالت، اخلاق و نفی حاکمیت کفر و ستم بر جهان است. این همکاری سبب نزدیکی و همدلی حقطلبان و مانع توطئههای ستمگران میشود.
موعود در اسلام
ما مسلمانان بر این عقیدهایم که در آخرالزمان منجی بزرگ انسانها از نسل پیامبر اکرم ظهور خواهد کرد و حکومت واحد و عادلانهٔ جهانی را تشکیل خواهد داد. یکی از لقبهای ایشان نیز «مهدی» است. البته در کتابهای حدیث اهل سنّت تأکید شده که حضرت مهدی از نسل پیامبر اکرم و حضرت فاطمه است، اما مشخص نیست که این فرزند در چه زمانی به دنیا میآید.
در این میان اعتقاد شیعه، روشن، مشخص و همهجانبه است.
ما معتقدیم که بنا بر سخنان صریح پیامبر اکرم و ائمه اطهار، موعود و منجی انسانها، دوازدهمین امام است. امام مهدی، همنام پیامبر و کنیهٔ اصلی ایشان نیز همان کنیهٔ پیامبر ـ یعنی ابوالقاسم ـ است. ایشان در نیمهٔ شعبان سال 255 ق، در «سامرا» متولد شده و تا سال 260 ق، در کنار پدر زندگی میکرده است. امام عسکری در این مدت، ایشان را از گزند حاکمان عباسی که تصمیم بر قتل وی داشتند، حفظ نمود و با آنکه در محاصرهٔ نیروها و جاسوسان حاکمان بود، ایشان را به بعضی از یاران نزدیک و مورد اعتماد خود نشان میداد و بهعنوان امام بعد از خود معرفی میکرد.
پس از شهادت امام حسن عسکری در سال 260 ق، امامت امام مهدی آغاز شد. آن حضرت از ابتدای امامت خود که تا کنون ادامه دارد، دو غیبت داشته است. اول، غیبتی که تا سال 329 قمری طول کشید و «غیبت صغری» نامیده میشود. امام در این دوره، با این که زندگی مخفی داشت، اما از طریق چهار نفر از یاران صمیمی و مورد اعتماد، پیوسته با پیروان خود در ارتباط بود و آنان را رهبری میکرد. این چهار شخصیت بزرگوار به «نواب اربعه» و «نواب خاص» معروفاند.

شش روز مانده به درگذشت آخرین نایب، امام عصر برای ایشان نامهای نوشت و فرمود به فرمان خداوند، پس از وی جانشینی نیست و مرحلهٔ دوم غیبت آغاز میشود. به دلیل طولانی بودن این دوره از غیبت، آن را «غیبت کبری» یعنی غیبت بزرگ و طولانی مینامند.
ایشان آخرین ذخیرۀ الهی است و با توجه خاص خداوند به حیات خود ادامه میدهد تا اینکه به اذن خداوند ظهور میکند و حکومت جهانی اسلام را تشکیل میدهد.
البته مشخص بودن پدر و مادر امام زمان، این فایده را دارد که اگر ماجراجویان فریبکاری بخواهند خود را مهدی موعود معرفی کنند، به زودی شناخته میشوند و مردم هوشیار، فریب آنها را نمیخورند.
زنده بودن آن حضرت و حضور ایشان در جامعه و اعتقاد به این حقیقت، فواید زیر را دارد: اول اینکه پیروان آن حضرت، از یکسو، امام خود را حاضر و ناظر بر خود مییابند و میدانند که ایشان از حال مسلمانان آگاهاند و از فداکاریها و مجاهدت مؤمنان اطلاع دارند و از سوی دیگر، آنان میتوانند خواستههای خود را با امام خود همانند دوستی صمیمی در میان گذارند و برای بهدست آوردن رضایت ایشان، تلاش کنند.
دوم اینکه جامعه به صورتهای گوناگون از هدایتهای امام و از ولایت معنوی ایشان برخوردار میگردد.
تعمیق یادگیری (صفحهٔ 99 کتاب درسی)
1- دلیل بیاورید.
الف) از نظر خداپرستان، پیروزی حق بر باطل در آیندهٔ تاریخ، امری قطعی است.
ب) اعتقاد به منجی در بین پیروان پیامبران، زمینهساز ظهور است.
2- آیا با جمله زیر موافقید که:
تنها تفاوت مسلمانان با پیروان سایر ادیان دربارۀ منجی، این است که مسلمانان منجی خود را حاضر و ناظر بر خود میدانند و به صورتهای گوناگون از هدایت ایشان، برخوردار میگردند.
هم اندیشی (صفحهٔ 99 کتاب درسی)
میان «حکمت الهی» و «غلبه حق بر باطل در آینده» چگونه ارتباط برقرار میشود؟
تحقیق کنید (صفحهٔ 99 کتاب درسی)
با مراجعه به منابع، برخی از ویژگیهای موعود از دیدگاه پیروان یکی از ادیان را استخراج کنید. چه شباهتها و تفاوتهایی میان آنها و موعود در اسلام میبینید؟